وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

قرآن را بیشتر بشناسیم.. اندکی بیشتر

-----------------------------------

پیشنهاد: مطالب را از ابتدا بخوانید..
پیشنهادی دیگر: به راحتی از خواندن پاورقی ها نگذرید.. نور آن جاست..
درخواست: سعی کنید نظرات خصوصی مگذارید تا دیگران نیز از حضور و نظرات شما بهره مند شوند.


-------------------------------------------

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین

از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین

یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین

یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین

یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین

------------------------------
تمامی مطالب این وبلاگ تولیدی است.
باشد مقبول حق و رضای حضرات معصومین علیهم السلام افتد.



طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ خرداد ۹۵، ۱۱:۳۲ - قلب عشق
    مرسی

تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا

يكشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۱۹ ق.ظ

من، یک جوجه را دیدم. یک گل را دیدم. آسمان را دیدم. درختی را دیدم. آبی را ، ابری را، خورشید تابانی را، ستاره های درخشانی را، همه را دیدم اما یک روز، به این اندیشیدم که این ها همه با این نظم روزانه، برای چه هستند؟ آنوقت شد که حس کردم باید خودم را ببینم. خودی که همه ی این ها را می بیند و رفت و آمدشان را می فهمد و از این ها نفع می برد.

پازل

من، انسانی که در تعامل با گیاهان و حیوانات و آسمان و ابر و باد و خورشید و درختان و طبیعت هستم. از امروز، خودم را هم که دیدم، احساس کردم همراهی با من است که با او سخن می گویم. در خودم، قلبی را دیدم که در آن قلب، به دیگری عشق می ورزیدم. عشقم را نثار آدمیانی چون خود که کردم، آرام نگرفتم ..

به آسمان که می نگریستم بیشتر آرام می گرفتم. اندیشیدم که چه در آسمان هست که در دیگر آدمیان نیست؟ چیزی نبود جز وسعت . فهمیدم قلبم انسانی وسیع را می خواهد.. اما مگر انسان هم می تواند وسیع باشد؟ این شد که خدا را یافتم.. و اکنون من هستم و خدا و خودم و دیگر آدمیان و طبیعت.. چقدر کارم پیچیده تر از قبل شده است. همان زمانی که فقط طبیعت را می دیدم و در تعامل با او بودم.

 

اگه با دقت خونده باشین، خیلی راحت می توانید جواب این سوال را بدهید که یک انسان با چه حیطه هایی روبرو است؟

با خودش.

با خدایش.

با دیگران.

با طبیعت.

خیلی ساده بگویم وقتی بدانید که راه و روش تعامل درست و صحیح و مطلوب در این حیطه ها چگونه است، آن زمانی است که شما سبک درست زندگی کردن را آموخته اید. یعنی همان بسته پیشنهادی ای که تمام موادش را فهم کرده اید و عملی کرده اید و اکنون، ثمره اش را می بینید که حیاتی است پاک و شاد و پر از امید و نشاط و حرکت و آرامش..


سالها قبل، وقتی پازل هزار تکه ای را می ساختم، برای اینکه تا تکمیل شدنش، تکه های پازل گم نشود، آن هایی را که درست کرده بودم روی برگه ای بزرگ، می چسباندم. تکه های فردا را می یافتم و سرحایشان قرار می دادم. می چسباندم تا زمانی که به مادر نشان می دهم، لرزه به پازل نیافتد و تکه ها بر زمین نریزد.. همین حالت برای پازل زندگی ما هم هست. تکه هایش را یکی یکی باید بیابیم. بفهمیمش. عملی اش کنیم و آنقدر بالا و پایینش کنیم که جایش را در پازل وجود و زندگیمان بیابیم و در آن هنگام، چسب را برداشته و آن ویژگی را ملکه ی خود کنیم. آنوقت است که بعد از مدتی، پازل زندگی ما کامل می شود بدون اینکه در امتحانات و مسائل و فراز و نشیب های زندگی، بلرزد و بلغزد..


یادت هست گفته بودیم باید در تمامی حالاتمان خدا را محور کارهایمان قرار بدهیم؟ خدا محوری از تعاملاتی است که ما در رابطه با خالق خود باید داشته باشیم. وقتی توانستیم خدا را محور کارهایمان قرار بدهیم، قدم بعدی را نیز می توانیم برداریم به لطف و مددش. محور که خدا شد، کارهایمان برای خدا خواهد شد. اگر صادق باشیم و بر صداقتمان استقامت ورزیم.

این برای خدا شدن، همان اخلاصی است که بسته پیشنهادی، به صورت برجسته آن را برایمان هدیه کرده است. خداوند در قرآن کریم سفارش کرده اینگونه باشید و افراد مخلص را مصون از نفوذ شیطان می داند.(1) آن ها فقط خدا رامی بینند. شیطان مجالی برای ورود برای کسی که خدا را ببیند ندارد.

وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ؛ (2) بخوانید خدا را از سر اخلاص و در هر عبادت رو به سوی او آرد.

زمانی هم می توانی برای او خالص باشی که او را فهمیده باشی. به قول حضرت ایت الله جوادی آملی دامت برکاته، انسان باید بفهمد تا برابرِ معرفتش اقدام خالصانه داشته باشد. (3)  هر قدر خداشناس تر، مخلص تر. شاید رمز اینکه می گویند اعتقادات درست ما آدم ها روز به روز باید عمیق تر شود، همین است که این عمق،  اثر مستقیم در نوع رفتار و عملکرد ما دارد.

با خود می گفتم، چقدر خدا را می شناسی؟؟

 

شما طالبان  اخلاص، راه هایی برای رسیدن به اخلاص را در اینجا بخوانید

---------------------------

1 . قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ  إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (سوره ص/ 82-83)

2 . اعراف: 29

3 . ر.ک: اسرار و معارف حج، عبدالله جوادی املی، ذیل عنوان نقش معرفت و اخلاص در دستیابی به اسرار حج.

نظرات  (۳)

  • فاطمه عمویی
  • سلام
    پاینده باشید
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
    ممنون از دعاتون.
    مطلب رو خوندین؟ نظرتون رو برام ننوشتین خواهرم

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    سلام
    ممنون از مطالب خوبتون که برامون می نویسید ..خدا قوت
    سوالی داشتم ...شما گفتین که انسان در چند حیطه در تعامل است و رابطه با خدایش باید محور کارها باشد ...خب چرا ؟ یعنی چه خصلتی یا ویژگی در انسان اقتضا می کند که این طور باشد؟؟ چرا تعامل با خداوند متعال مانند سایر حیطه ها نباشد؟
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما
    خیر مقدم مجدد خدمت شما بزرگوار

    چه عجب بالاخره یکی این مسئله رو بیان کرد.. بله خب. سوال من هم همینه. بیشتر به تعامل و ارتباط با خدا پرداختم. چرا؟ نظر شما چیه؟ مگه تعامل با خدا داشتن چه رابطه ای با دیگر تعاملات ما داره؟ و چرا این حیطه رو نمی شه مثل سایر حیطه ها پیش برد و باید اول دراین حیطه قدم گذاشت؟

    نظرتون رو بگین تا ان شاالله به جوابی برسیم.

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    سلامی دوباره خدمت شما
    چند روزی روی سوال خودم و شما فکر کردم ..اونقدر ها جواب سوال خودم را محکم و دقیق پیدا نکردم ..چرا انسان باید ارتباط با خدایش محور تمامی ارتباطات و کارهایش باشد؟؟

    ما این بسته ی پیشنهادی را انتخاب کردیم ..با محوریت خداوند ..و با مقصد رسیدن به خداوند ..قرار شد روح و جانمان را بهم گره بزنیم و هر دوی انها را متوجه خداوند بسازیم ..پس در واقع هر کاری و ارتباطی که داریم  محورش خداوند باید باشد  ..

    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار

    بله محور که خداست، پرداختن به این محور مهم تر است زیرا همه ی کارها باید با این محور پیش برود. اگر همه کار انجام دهیم بدون محور، فایده ای دارد؟

    احسنت بر شما و اندیشه تان.. الهی که اندیشه هاتان پر نور و الهی باشه
    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">