وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

این جا، من هستم و شما هستید و " خدا "
فقط برای او، می نویسم
فقط برای او، بخوانید
فقط برای او، عمل کنیم
بلطف و رحمت و توفیق " خدا "

-----------------------------------

پیشنهاد: مطالب را از ابتدا بخوانید..
پیشنهادی دیگر: به راحتی از خواندن پاورقی ها نگذرید.. نور آن جاست..
درخواست: سعی کنید نظرات خصوصی مگذارید تا دیگران نیز از حضور و نظرات شما بهره مند شوند.


-------------------------------------------

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین

از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین

یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین

یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین

یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین

------------------------------
تمامی مطالب این وبلاگ تولیدی است.
باشد مقبول حق و رضای حضرات معصومین علیهم السلام افتد.



طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ خرداد ۹۵، ۱۱:۳۲ - قلب عشق
    مرسی

در ممالک، مالک تدبیر اوست

چهارشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۱۴ ب.ظ

 

برای انجام تکالیفش نیاز به خط کش داشت. باید خط ها را اندازه می گرفت تا بتواند بنویسد این خط ها هر کدام چند سانتی متر است. خط کش را آورد و اندازه اش را زد.. 3 سانتی متر. 5 سانتی متر.. و همین طور تند و تند اندازه ها را می نوشت و راحت تشخیص می داد. به خط پنجم و ششم که رسید شروع کردن به حدس زدن که خط بعدی چند سانتی متر است و بعد حدس خود را آزمود. درست حدس زده بود و خوشحال بود.

 

خط کش برایش یک شاخص شده بود و مدتی که با آن کار کرد، ذهنش توانست خط های دیگر را تشخیص بدهد. انگار که ذهنش نیز، چشمانش نیز، خودشان را نزدیک به شاخص کردند و راحت اندازه گیری را می کردند.

      شاخص

اوایل خیاطی، الگو که می کشید خط ها کج از آب در می آمد. باید همه را با متر اندازه می زد تا کم و زیادی نشود. خیلی سختش بود که اینقدر دقیق بخواهد ریز به ریز ساسون ها و درزها را علامت بزند. چه کوک هایی که به خاطر اندازه های اشتباهش ، باز نکرده بود و دوباره از اول، کوک نزده بود.


اما حالا که چند سالی می گذرد، چشمانش شده است متر.. نیم میلی متر هم چیزی کج باشد همان اول می فهمد و هر چه می خواهند به او ثابت کنند که این خط صاف است قبول نمی کند. خط کش می آورند و مشخص می شود که بله، نیم میلی متر کج بوده. دیگر چشمان او، برای اندازه گیری شاخص شده بود.


 

در زوایای مختلف این داستان ها که نمونه هایش را نیز در زندگی روزمره تان دارید بیاندیشید. چه می یابید. شاخص ها را چگونه می توان در خود نهادینه کرد؟ شاخص حق شدن و عمار شدن...


اما بحث ما الان روی خود شاخص نیست. روی شاخصه ایمان ماست. آیا ما مومن و مسلمانیم؟ اگر روزه می گیریم و نماز می خوانیم و حج و عمره می رویم و می گوییم ما مسلمانیم اما سه چیز در ما نباشد، نه تنها مسلمان نیستیم بلکه منافقیم(1) .. و این شاخص است که فرموده اند: به نماز و روزه و ..افراد نگاه نکنید بلکه به راستگویی و امانت داری افراد نگاه کنید. (2) چقدر این شاخص ها سخت هستند.. وقتی گستره ی مفهوم امانت را بفهمیم ، ادعایمان برای مسلمانی جای تأمل دارد..

 

تو، مالک خودت نیستی....

 

یعنی خودت هم دست خودت امانت هستی.. فرزند و همسر و مال و امانت های دیگران بماند.. چقدر خود امانت داری می کنیم؟ تا به حال به صدای اعضا بدنت گوش داده ای؟ دستت از تو چه می خواهد؟ پاهایت چه از تو میخواهند؟ قلب پر تپشت چه چیز را طلب میکند؟

 

حرف هایم برایت نامفهوم است؟ صدایشان را نشنیده ای؟ اینجا نشنوی، روز قیامت خواهیم شنید(3). گله می کند که مرا ضایع کرد؛ که حق مرا رعایت نکرد؛  او بود که با من، معصیت تو را کرد... و من، چه جوابی دارم که به اعضای وجود خودم بگویم؟

 

اینجا ، صدایشان را نشنیدم و خواسته هایشان را نفهمیدم... چون گمانم بر این بود که من، مالک آن ها هستم نه همسایه و محافظشان .... وقتی مالک منم، آنها باید به حرفهای من گوش کننند و تحت سلطه من باشند و خواسته های مرا انجام دهند. اما اگر مالک، من نباشم، پس باید هر چه مالکشان می گوید انجام دهند و من مجری خواست مولا و مالکشان هستم ... اگر بفهمم

 

دستانم میخواهد قوت الهی اش را برای خدمت به کار برد، دهانم می خواهد پاک و طیب باشد، زبانم میخواهد نام و یاد مالکش را جاری سازد، قلبم میخواهد مدام خود را در حضورش بداند و از بودن با او لذت ببرد...اما همه را به بردگی گرفته ام تا خدمت من را بکنند ... اینجا میشودکه خدایم، خودم میشوم (4).

 

کسی که اله او الله باشد (5)، خودی ندارد که مالک دیگر چیزها بداندش ....

 

اگر باور کنی تو، مالک خودت نیستی، صدای اعضایت را خواهی شنید که همه میخواهند برای او باشند و کار کنند ... اخلاص را هم خواهی داشت..

       مالکیت خدا


این جا هم اگر باور نکنیم که مالک نیستیم، روز قیامت که ظرف ظهور مالکیت مطلق خداوند است، باور که هیچ، معترف خواهیم بود!

 

*** خیلی زیبا و دقیق، توحیدی که باید در مالکیت خداوند داشته باشیم را بیان کرده اند (حفظه الله). بخوانیم در اینجا

 

 

 ------------------------

1. رسول اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :  ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَ اعتَمَرَ و َقالَ «اِنّى مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ؛ (نهج الفصاحه ص422 ، ح 1280 )

 سه چیز است که در هر کس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره کند و بگوید من مسلمانم، کسى که هنگام سخن گفتن دروغ بگوید و وقتى که وعده دهد تخلف نماید و چون امانت بگیرد، خیانت نماید.

 

2. رسول اکرم صلى الله علیه و آله: لا تَنظُروا إِلى کَثرَةِ صَلاتِهِم وَ صَومِهِم وَ کَثرَةِ الحَجِّ و َالمَعروفِ و َطَنطَنَتِهِم بِاللَّیلِ، و َلکِنِ انظُروا إِلى صِدقِ الحَدیثِ و َأَداءِ الامانَةِ؛ (عیون اخبار الرضا ج2، ص51 )

به زیادى نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به راستگویى و امانتدارى آنها توجه کنید.

 

3.  «ألْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أیْدیهمْ وَ تَشْهَدُ أرْجُلُهُمْ بِما کانوُا یَکْسِبوُنَ».( سوره یس، آیه 65)

امروز بر دهان هاى آنان مهر مى ‏نهیم و دستهایشان با ما سخن مى ‏گویند و پاهایشان بدانچه فراهم مى ‏ساختند گواهى مى ‏دهند

 

4. أفرأیْتَ مَن اتّخذ إلهَهُ هَواه (سوره جاثیه/ آیه 23)

آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده ...

 

5. لِلّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِیهِنَّ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ   (سوره مائده، آیه 120)

حاکمیت آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست از آنِ خداست; و او بر همه چیز تواناست.       

   

نظرات  (۶)

  • المستغاث بک یا صاحب الزمان
  • اگر بدانم مالک نیستم خالص میشوم؟
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار

    صرف دانستن نه. دانستی که عملی پشت آن باشد
    وقتی من انسان بدانم حتی همین اعضا و جوارحم امانت است و مالکیت حقیقی از آن خداست، و سعی داشته باشم که امانت داری کنم، بله..
    یک راه دست یابی به خلوص، ورود از این طریق سیر بینشی است..

    مالک نیستم ---» مالک خداست ----» این ها امانت است -----» امانت داری می کنم -----» پس اعضا و بدن و روح و .. که همه از آن خداست را فقط در مسیر عبودیت او صرف می کنم ----» عبودیت او و انجام کارها برای او(امانت داری اعضا و جوارح بدن و رعایت حقوقشان) می شود اخلاص..

    امیدوارم تونسته باشم روندش رو نشون داده باشم. باز هم اگر مبهم بود بپرسید نقطه ابهامش رو..
    از نظرتون استفاده خواهم کرد.

    ممنون از حضورتون..
    زنده باشید به حیات طیبه الهی
    سلام
    عجب خیاط و خیاطی مثال خوبی بود
    منو یاد این انداخت که میگن اگه 40 روز خالص برای خدا باشی به این خالصیتت عادت میکنی (ولی بعدشم بازم فکر میکنی داری گناه میکنی ،دلت میگیره،اما وقتی میای محاسبه کنی اصلا گناهی پیدا نمیکنی مگه سهوا باشه!)
    ------------
    ببخشید که وعده دادم ولی خلف وعده کردم ... حلالم میکنید؟
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار

    حلالتان.. ولی دل سرد و ناامید نشوید. سعی کنید انجام وعده کنید.. به خاطر ثمرات عالی ای که دارد.. دوباره شروع کنید.. بسم الله..

    عادت شاید نباید بگیم.. عادت خوب هم باید با آگاهی و توجه باشه.. الهی که ملکه اخلاص در وجود همه مومنین خصوصا شما بزرگوار به نهایت درجه رشد کنه..

    ممنون از حضور مداومتون.. شاد می شوم از دیدن روح خدایی تون..

    زنده باشید به حیات طیبه الهی.
    سلام 
    منظورتون از اون دو داستان و شاخص متوجه نشدم  .چرا باید شاخص ها را در خود نهادینه کرد؟ 
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار

    این بحث در مورد چرایی نهادینه کردن و شاخص ها نبود. در مورد شاخصه های ایمان بود. امانت داری و ...

    اما اینکه چرا ما باید شاخص داشته باشیم،به زبان ساده: برای تنظیم رفتارهامون و رعایت عدالت در وجودمون نیاز به یک شاخصی داریم که از افراط و تفریط ما رو دور کنه. این کار رو شاخص انجام می ده.

    از طرفی، وقتی مدتی رفتار و بینش و احساسمون رو طبق شاخص قرار دادیم،(منظور شاخص درست با مبانی درست است نه هر ملاک و معیار و شاخصی) آنوقت وجود ما خودش شاخص می شود و ان می شود که من یتق الله یجعل له فرقانا.. خودش فرقان می شود. خودش شاخص می شود و دیگران وقتی می خواهند رفتار خودشون رو بسنجند که ایا درست است یا غلط، ایا افراطی است یا تفریط می توانند با وجود این فرد نیز بسنجند چون او دیگر خود، شاخص شده است از بس که همه رفتارها و بینش و افکار و .. اش را با شاخصه های درست تنظیم کرده است.. نمونه بارز این فرد حضرت امام خمینی رحمه الله علیه هستند و ...

    اگر مبهم بود بفرمایید تا رفع ابهام شود..

    الحمدلله از حضور پر سوال شما بزرگوار.. سوالاتتان پر باشد از علم الهی..
    زنده باشید به حیات طیبه الهی
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    من یه کامنت براتون گذاشتم چرا جواب ندادید با ایمیل؟!
    شاید ایمیلهامو حذف کردید و ندارید آره؟
    این ایمیلمه:
    ***************
    در رابطه با اون وبلاگی بود که صحبتش رو کرده ب ودیم
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
    کامنتی از شما دریافت نکردم که جوابی بدهم بزرگوار..
    مورد چه بوده؟
    ممنون
    راستی برای سلامتیتون یه جزء قرآن خوندم

    ممنون چون خیلی حکمت ازتون شنیدم
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما خواهر بزرگوار

    الهی که ذخیره آخرتتان باشد این دعاها و تلاوت ها.. امانت دست امیرالمومنین می سپارم تا در قیامت، امانتتان را بدهند...
    ممنون از این همه لطف و بزرگ منشی و زیبایی تون..

    خداوند توفیقاتتون رو روز افزون کنه الهی..
    زنده باشید به حیات طیبه الهی
    الهی زنده باشید به حیات طیبه الهی
    پاسخ:
    همچنین شما و دیگر بزرگواران..
    زنده باشید.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">