وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

برای استفاده از ایام محرم، صدقه بدهید..
✔ دادن صدقه بسیار راهگشاست. برای حل مشکلات. دفع بلایا..چه مشکلی بالاتر از اینکه نتوانیم کاری برای مولایمان بکنیم؟ چه مشکلی دردآورتر از اینکه روضه بخوانند و ما ضجه و ناله و گریه نکنیم و خودمان را هم به گریه نزنیم؟ چه دردی از این بالاتر که قلبمان آلوده به گناهان باشد و پاک نشود؟ چه زخمی از این بالاتر که مریض باشیم و دواها و درمان هایی که کردیم، بی جواب مانده و راه درمان را اشتباه رفته باشیم؟

▪ ایام، ایام عزاداری سالار شهیدان است. نکند تمام شود و ما همانی باشیم که بوده ایم؟ نه پاکی ای؟ نه تقربی؟ نه فهمی؟ نه عملی؟
➖ صدقه بدهیم تا بلای نفهمیدن و فردایمان با امروزمان یکی بودن ما را نگیرد.
➖ صدقه بدهیم تا رحمت و لطف الهی شامل حالمان شود و ناممان در زمره عزاداران نوشته شود هر روز، هر ساعت.. بلکه هر لحظه
➖ صدقه بدهیم تا مغفرت الهی روزی مان شود و قلبمان انوار یاد سالار شهیدان را جذبی مضاعف کند
➖ صدقه بدهیم تا جامانده از سوارشدنگان کشتی نجات نباشیم

✔ صدقه دادی، دل دردمند مولایت فراموش نشود.. سلامتی مولایت هم صدقه ای بده ، دعایی بخوان اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۲ مهر ۹۷، ۱۳:۳۷ - صحبتِ جانانه
    سپاس

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جایگاه خدا در سبک زندگی اسلامی» ثبت شده است

هر چیزی را در این دنیا ببینی، بالاخره یک روزی پایان می‌پذیرد. فقر روزی تمام می‌شود. ثروت تمام می‌شود. چه بسا عزتی که تمام بشود! دوستی‌ها تمام می‌شوند ولو اتمامشان با مردنمان باشد. به هر چیزی فکر کنید تمام شدنی است.


 جاودانگی

-مدت ها به عکس خیره بودم در سایز بزرگش -

 

۹ نظر ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۴۴
زهرا


یک آزمایش علمی:


مرحله اول: بادکنکی رو باد کنید. سوزنی را به قصد تراکندن به بادکنک بزنید. چه اتفاقی می افتد؟


بادکنک


مرحله دوم: بادکنکی رو باد کنید.. یک تکه چسب نواری، بزنید روی یک قسمت اون. یک سوزن ته گرد بردارید و به قصد تراکندن بادکنک، روی قسمتی که چسب نواری زده اید فرو کنید. حالا چه اتفاقی می افتد؟


مرحله سوم: بادکنک دیگری را باد کنید. مانند مرحله قبل، روی چسب نواری ای بچسبانید. و دومرتبه ، یک تکه دیگر چسب نواری روی همان بخش قبلی بچسبانید.. حالا سوزن را بردارید و فرو کنید به قصد تراکندن.. چه اتفاقی افتاد؟

۴ نظر ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۲۶
زهرا

 

یادتون هست چندتا از موقعیت های خیلی حساسی که معمولا هم ما از دستش می دیم رو براتون تعریف کردم؟ همان پدری که خوابش می آمد و بچه ها سرو صدا می کردند؟ یا همان همسری که با کلامش، دلی را شکست؟ یا .. برای خیلی ما این سوال پیش می یاد که خب چطوری اون لحظه رو از دست ندیم؟


     در محضر خدا هستی

حالا بر فرض هم من این مطلب رو براتون گفتم، آیا قراره بشنویم یا اینکه عملیاتی اش کنیم؟ تا حالا مطالب رو با چه زاویه دیدی می خوندین؟ اینکه یه مطلبی خونده باشین؟ اینکه ی چیزی یاد بگیریم؟ یا اینکه این چیزی که شاید می دونستیم و یا تازه یاد گرفتیم رو در زندگی ام، در لحظه هایی که همان لحظه ها، زندگی ام رو داره می سازه پیاده اش کنیم؟ اگه اهل پیاده کردن هستیم بسم الله. والا خودمون رو خسته نکنیم با خوندن نوشته هایی که هیچ نکته ی ادبی حرفه ای دنیایی ای نداره..


۱۲ نظر ۱۲ دی ۹۴ ، ۰۹:۵۴
زهرا