وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

این جا، من هستم و شما هستید و " خدا "
فقط برای او، می نویسم
فقط برای او، بخوانید
فقط برای او، عمل کنیم
بلطف و رحمت و توفیق " خدا "

-----------------------------------

پیشنهاد: مطالب را از ابتدا بخوانید..
پیشنهادی دیگر: به راحتی از خواندن پاورقی ها نگذرید.. نور آن جاست..
درخواست: سعی کنید نظرات خصوصی مگذارید تا دیگران نیز از حضور و نظرات شما بهره مند شوند.


-------------------------------------------

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین

از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین

یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین

یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین

یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین

------------------------------
تمامی مطالب این وبلاگ تولیدی است.
باشد مقبول حق و رضای حضرات معصومین علیهم السلام افتد.



طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ خرداد ۹۵، ۱۱:۳۲ - قلب عشق
    مرسی

ما ز روی استقامت سرو این بستان شویم

چهارشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ۰۲:۴۶ ق.ظ

اگه به موضوعات گوشه وبلاگ یه نگاهی بکنین می بینین بیشتر به مسئله ارتباط ما با خدا و با خودمون پرداختیم. به نظرتون این دوتا چه اهمیتی داره؟ چرا ما نیامدیم مثل سایر وبلاگ ها و .. از ارتباط با دیگران و نوع برخورد با همدیگر و .. با هم حرف بزنیم ؟ جواب این سوال باشه برای شما.. خوشحال می شم تو نظرات بفرمایید

    استقامت


اما در همه ی این حرفها و عمل ها و احیانا تمرین هایی که برای هر پیشنهاد ارائه شده یا به ذهن خودتون می رسه نکته ای مهمه .. و همین نکته ی مهمش هست که ما رو می رسونه به جایی که باید برسونه..

اگه با خودم قرار گذاشتم قران رو بخونم، بعد بفهمم، بعد عملیاتی اش کنم؛

اگه با خودم قرار گذاشتم با قلبم به خدا بیشتر توجه کنم؛

اگه با خودم قرار گذاشتم طهارت ظاهری ام رو بیشتر اهمیت بدم تا در باطنم هم، خداوند مرا طاهر تر کند، وضو بگیرم و از نور آن برای طهارت باطنم استفاده کنم؛

اگه تصمیم گرفتم حالت های قبض خودم رو با یاد خدا به کمترین اندازه برسونم و با یادش، ذهنم رو از هر چه غیر اوست، خارج کنم؛

و ...

همه ی این تصمیمات خوبه. عالی. اما چطور می شه که فقط یکی دوبار انجامش می دم؟

(لفظی رو حضرت امام رحمه الله علیه در چهل حدیثشون به کار می برن که برای من خیلی دلنشینه.. عزیزم.. دوست دارم با همان لحن بگویم و بخوانی..با تمام وجود..)

عزم و تصمیم و اراده ات را گرفته ای، قدم هایی هم برداشته ای، برای برداشتن قدم های دیگر ، فاستقم کما أمرت(1).. استقامت بورز.. با کمی مراقبت هم می توان این حالت را به دست آورد.. با نگاه کردن به هدفی که داری می توانی پایدار بمانی.. عزیزم.. تو قرآنت را بخوان، خداوند طالب تر از توست به خواندن هایت.. تو نمازت را اول وقت بخوان و وقت اول را برای نمازت باز کن، خداوند مشتاق تر از توست که تو سر وقت به محضرش بار یابی.. تو یاد خدا را در طول روز داشته باش، با نیت هایی که می کنی، قدم بر می داری شکر خدا رامی کنی که توان قدم برداشتن را به تو داده است، دست نوازش بر سر فرزندانت می کشی، دستان مادر و پدرت را می بوسی، شکر به سراغت می آید که تو را فرزند و پدر و مادری هست.. تو حواست به لحظه اکنون و حال باشد که چه لحظه شاد و پر نوری خداوند به تو داده، او راغب تر است به اینکه این لحظه ات را با بهشتی برین معاوضه کند.. با دیدار خودش معاوضه کند.. تو حواست به این ها باشد، اگر خدا کمکت نکرد.. حواست به خدا باشد که کمکت می کند و یاری ات می رساند، اگر روحیه استقامت را در تو بالا نبرد..


.. عمل کردن .. اندیشه و نگاه به عاقبت و هدف داشتن... آنگاه استقامت ورزیدن.. (2)

هر عملی، نیت می خواهد. نیت ها اندیشه می خواهد. اندیشه و تفکر هدف می خواهد.. پس اول هدفت را انتخاب کن که می خواهی چگونه باشی و کجا باشی و برای چه امده ای و چراهای دیگر.. بعد اندیشه کن برای این هدفت و رسیدن به عاقبتی نیکو.. سپس عمل مناسب را برگزین و انجام بده. در عمل همواره نگاهت به هدفت باشد. به عاقبت امر باشد.. و همین نگاه و هدف، برایت انرژی ای می آورد و می توانی استقامت بورزی..این هم یک تکه از پازل زندگی مان است..


شهید صدر در کتاب استقامت خود که کتابی بسیار زیبا و کابردی است داستانی را نقل کردند. ایشان به نقل از پدرشان می فرمایند(3):

"سید جمالالدین اسدآبادی در یک از نوشتههایش مثلیمیآورد و میگوید:

« مسجدی بود که هر کس شب را در آن مسجد به روز میآورد، میمرد و صبحگاهان جنازهاش را بیرون میآوردند، مردی که در اثر فشار زندگی تصمیم به خود کشی گرفته بود، به سوی مسجد روان شد تا شب را در آنجا به سر برد وتصمیم خود را جامه عمل بپوشاند، هنگامی که در آنجا دراز کشیده بود وباکنجکاوی فراوان، مترصد بود که ببیند چه میشود و چگونه اسباب مرگ فراهم میگردد، ناگهان صدای عظیمی را شنید که از ستون مسجد برخاست و پساز اندی، صدای عظیمتری برخاست و پی درپی صداها عظیمتر و رعب آورتر میشد، او پنداشت که این صداهای رعد آسا، مقدمه برای آمدن قاتل و یا افتادن چیزی است که مرگ به وسیله آن محقق میشود، بانگ زد که من آمدم در اینجا بمیرم، به این صداها احتیاج نیست، کار خود را انجام دهید که صدایی عظیمتر ورعب آورتر برخاست، او خندهای کرد و سخن خود را تکرار نمود و گفت: اینچیزها در من تاثیری ندارد، کار خود را انجام دهید، باز هم صدای عظیم و رعدآسایی بر خاست که در و دیوار را به لرزه در آورد، او همچنان نشسته و منتظربود که سر انجام چه میشود که ناگهان ستون مسجد شکافی خورد و مقداری خاک از آن برزمین ریخت و دیگر تا صبح صدایی شنیده نشد و آن مرد، زنده از مسجد بیرون آمد و معلوم شد که در آن ستون، طلسمی بوده که شکننده آن، کسی بوده که مرعوب آن صداها نشود و در برابر آن توپهای توخالی، پایداری کند دیگران باشنیدن آن صداها مرعوب شده و از میدان به در میرفتند و جان میدادند، ولی این مرد، چون از جان گذشته بود، مرعوب نشد و پوچ بودن آنها را به چشم دید.» "

ما هم اگر، در برابر کارهایمان و عزم هایمان استفامت بورزیم و تسلیم سستی ها و بی حالی ها و مشکلات و مسائل روزمره نشویم، می رسیم به جایی که ... بگذارید نگویم به کجا می رسیم.. عمل کنیم و استقامت بورزیم و خودمان شهود کنیم که کجاها خواهیم رسید.. به لطف و مدد الهی..

راه های کسب استقامت را در کلام شهید صدر بخوانید.. عملیاتی است.. تمرین کنیم.. بسم الله.

پ.ن: چند باره بخوانی باز هم کم است.. آنقدر باید خواند و اندیشه کرد و درک کرد تا با او عجین شود.. بخوان باز هم نوشته ها را. بارها بخوانش.. از بالا به پایین. همه را.. برای من یک بار خواندنت کفایت می کند اما سود چندبار خواندنش ، رسوخ کردن در جانت است.. همانی که قرار است حرکتت دهد.. پس بخوان بارها..

 

-----------------------------

1 .  فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (سوره هود/ آیه 112)  پس، همان گونه که دستور یافته‏اى ایستادگى کن، و هر که با تو توبه کرده [نیز چنین کند]، و طغیان مکنید که او به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.

2 . وَ قــالَ علی علیه السلام: الْعَمَلَ الْعَمَلَ، ثُمَّ النِّهایَةَ النِّهایَةَ،وَالاِسْتِقامَةَ الاْءِسْتِقامَةَ، ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ،وَالْوَرَعَ الْوَرَعَ!إِنَّ لَکُمْ نِهایَةً فَانْتَهُوا إِلَى نِهایَتِکُمْ،وَإِنَّ لَکُمْ عَلَما فَاهْتَدُوا بِعَلَمِکُمْ،وَإِنَّ لِلاْءِسْلاَمِ غَایَةً فَانْتَهُوا إِلَى غَایَتِهِ. (نهج البلاغه ، خطبه 174.)

حضرت على علیه السلام فرمود: عمل، عمل! پس از آن: عاقبت، عاقبت! و نیز: استقامت، استقامت! و سپس : صبر، صبر! و: پارسایى، پارسایى!بى گمان هر یک از شما را نهایت و هدفى معین است، پس راه خود به آخر برید. و بى تردید براى شما پرچم و نشانى است، به دنبال پرچم خویش هدایت جویید، اسلام را نیز غایت و هدفى است، شما باید به سوى آن هدف نهایى به پیش روید.

3 . استقامت، شهید رضا صدر، ص 34.

 

نظرات  (۷)

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
نه فکرای منفی نمیاد سراغم فقط به خودم و کارام فک  میکنم 17 سالمه نمیدونم چند روز میشه من این روزا که پر گناهن چطوری جواب میدم پیش خدا چطوری میخوام زود برم دیگ سربار نباشم
****** ***** **** ***********
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما..
وقتی این تفکری که می فرمایید عاملی برای حرکت، و بهتر زندگی کردن نشه ، ما بهش می گیم فکرهای منفی..
تفکر به گناهان برای این است که انسان توبه کند و فقر خودش را در درگاه خدا بفهمد.. وقتی فهمید بندگی  اش افزون می شود و طاعتش بیشتر..
تفکر به مرگ برای این است که یادش نرود پیش خدا بر می گردد و بر طاعتش بیافزاید و از عصیانش بکاهد..
همه ی تفکرهایی که سفارش شده نتیجه ای حرکت زا دارند.. تفکری که انسان رو اذیت کنه و سکون و ایستایی بیاره آن تفکری نیست که ثوابش برتر از هفتاد سال عبادت باشد..

الهی که فکرهایتان حرکت زا باشد .. اگر اینگونه می اندیشید گوارای وجود و ذهنتان..
ممنون از حضورتون، بیان نظراتتون.. مطلب رو خوندین؟ سوالی نداشتین؟

الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
خدایا!
من مثل آن بت‌پرست نیستم
که اگر تو را نداشته باشم
خدای سنگ و چوبی داشته باشم
من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم
.
خدایا!
ممنونم که اسمت دواست و ذکرت شفا
استامینوفن کیلویی چند؟!
پاسخ:
رحمت و سلام خدا بر آن کسی که خدارا اگر نداشته باشد، فهمیده است که هیچ ندارد..
الهی که خدا انیس و مونستان باشد..
زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام
خیلی مطلب زیبایی بود مخصوصا داستان سید جمال...
میدونید که سید جمال الدین از شاگردان ملا حسینقلی همدانی بود
ملا حسینقلی کسی بود که سیصد ولی الله تربیت کردن و که سید علی آقای قاضی یکی از نوادگان علمی ایشان هستن...

توی وبم فرمودید خواننده خاموش نمی خواهید؟
اگر برای خدا بنویسم خواننده خاموش و روشن برایم یکسان هست...
یا علی
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما...
ممنون از توضیحتون.. بسیار عالی..

بله خواننده خاموش نباید خواست. نه یکسان نیستند. وقتی خداوند کلام و نطق را به انسان عطا کرد، یکسان بودن کلام و سکوت از بین رفت. کلامی که یاد خدا در ان باشد ارجحیت دارد..
باز هم نظر حقیر این است که بخش نظرات را باز بگذارید و فوقش تایید نکنید.. اما بگذارید مخاطب حرفی را که احیانا دارد و می خواهد بنویسد، همان جا بنویسد..
همین نکته شما در مورد سید جمال و اقای قاضی، به درد مخاطبانمان می خورد. نمی خورد؟

باز هم ممنون از بیان نکته و دید زیبایی که دارید..
الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
پاسختون درسته 
خودمم با نظرات باز موافق تر هستم...

این پاراگراف خیلی دلنشین بود... البته کل مطلب خوب بود :

.. عمل کردن .. اندیشه و نگاه به عاقبت و هدف داشتن... آنگاه استقامت ورزیدن.. (2)

هر عملی، نیت می خواهد. نیت ها اندیشه می خواهد. اندیشه و تفکر هدف می خواهد.. پس اول هدفت را انتخاب کن که می خواهی چگونه باشی و کجا باشی و برای چه امده ای و چراهای دیگر.. بعد اندیشه کن برای این هدفت و رسیدن به عاقبتی نیکو.. سپس عمل مناسب را برگزین و انجام بده. در عمل همواره نگاهت به هدفت باشد. به عاقبت امر باشد.. و همین نگاه و هدف، برایت انرژی ای می آورد و می توانی استقامت بورزی..این هم یک تکه از پازل زندگی مان است..


پاسخ:
رحمت واسعه خدا روزیتان باشد الهی..

الحمدلله که به دلتان نشست.. الهی که دل های مومنین خدا همواره با یادش، زنده تر شود...
نگاه کردن به هدف در اول و وسط و میانه ی راه، خیلی کمک کننده است برای دوری از غفلت..

دعایمان بفرمایید
الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
  • منظر محمدعلیزاده
  • سلام
    ممنون بابت مطلب خوبتون - به توصیه به استقامت نیاز داشتم. با اینکه علم به امور هست ولی گاهی تذکرات بسیار موثرند. موفق باشید.
    التماس دعا
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
    تواضع می فرمایید.. حقیر به خود تذکر می دهم ..
    شما با چه روشی پشتکار و استقامت در امور رو برای خودتون نگه می دارین؟ اگه دوست داشتین بگین ما هم استفاده کنیم.

    الهی که قلبتان منور باشد از انوار الهی..
    زنده باشید به حیات طیبه الهی..
  • امین ذاکری
  • هر کسی  کو دور ماند از اصل خویش
       باز جوید روزگار وصل خویش

    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار

    الهی که دور نمانیم و اگر ماندیم، هر چه زودتر بازیابیم اصل خویش را...
    ممنون از حضورتون

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    سوال تون شبیه سوال من در پست های قبله ...
    چرا ارتباط ما با خدا و خودمون از اهمیت بیشتری برخورداره ؟؟
    شاید به این خاطر که اگر این ارتباط به طرز صحیح درست شود ، در باقی ارتباط های انسان هم تاثیر داشته باشد و انها را هم صحیح کند ..شاید ..

    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار..

    بله این سوال رو کرده بودم تا بیشتر روش فکر بشه.. شاید نه. حتما به خاطر همینه. شنیدید اون روایت رو که می فرماید: اگر رابطه خود با خدایت را اصلاح کردی، خدا رابطه ات را با خلایق اصلاح می کند؟ این روایت هم پاسخی است برای این سوال.. یکی از پاسخ های این سوال..

    باز دنبالش باشید ببینین چه اثراتی را دارد محور قرار دادن و اولویت قرار دادن این مسئله یا اولویت قرار ندادنش...

    قلب و اندیشه تان پر نور باشه الهی..

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">