وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

این جا، من هستم و شما هستید و " خدا "
فقط برای او، می نویسم
فقط برای او، بخوانید
فقط برای او، عمل کنیم
بلطف و رحمت و توفیق " خدا "

-----------------------------------

پیشنهاد: مطالب را از ابتدا بخوانید..
پیشنهادی دیگر: به راحتی از خواندن پاورقی ها نگذرید.. نور آن جاست..
درخواست: سعی کنید نظرات خصوصی مگذارید تا دیگران نیز از حضور و نظرات شما بهره مند شوند.


-------------------------------------------

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین

از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین

یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین

یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین

یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین

------------------------------
تمامی مطالب این وبلاگ تولیدی است.
باشد مقبول حق و رضای حضرات معصومین علیهم السلام افتد.



طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ خرداد ۹۵، ۱۱:۳۲ - قلب عشق
    مرسی

نتوان به امید شک همه عمر نشست

شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۲۰ ب.ظ


مدتی است حقوقم کم شده. امسال که از عیدی هم خبری نیست. به جای اینکه طلبکارشان شوم، بدهکار هم شده ام. خدایا تو که روزی رسان مایی، پس چرا نمی رسانی؟ من چطور این خانواده را با این چندرغازیکه هست مدیریت کنم؟

 

فشار عصبی رویم است. بر می خیزم و وضویی می گیرم تا کمی آرام تر شوم. باید درسم را بخوانم و امتحان جامع را که نتیجه تمام تلاشهایم است به خوبی بدهم اما چگونه می توانم درس بخوانم؟ تمرکز ندارم. از طرفی نمی توانم وقتم را صرف کار و پول در آوردن بکنم. حیف است که نتوانم این امتحان را پاس کنم. خدایا چه کنم؟



* *  * * * *  * *


روزها سپری می شد و با نسیه گرفتن، این بار و خفت و ذلت را طی می کردم. خب نمی شود اینقدر نخورند؟ اصلا چرا باید وقتی من در این وضعیت هستم خانم و بچه ها میوه بخواهند بخورند؟ یا نهار گوشت مرغ بخواهد؟ خدا هم که کمکی نمی کند. اصلا انگار وجود ندارد و مرا به حال خود رها کرده است(1)...

* *  * * * *  * *


استادم حال زارم را از کجا فهمیده است نمی دانم. نیم ساعت است صحبت می کند اما من گوش نمی دهم (2)که می گوید آزمایش است و خدا فراموشت نکرده و ... از استاد عذرخواهی می کنم و برمی خیزم. آهی می کشم و می گویم: فراموشم کرده. مرا به حال خود گذاشته. اصلا انگار که نیست. نمی شنود. نمی بیندم . . .  استاد ، انگشتش را روی لبانم می گذارد و محکم فشار می دهد. (3) سکوت می کنم. بغض سراسر وجودم را گرفته است. از پیش استاد خارج می شوم . . .


* *  * * * *  * *


شک و تردید به خدا




پیامک می آید که : "حقوق و عیدی شما واریز شد" همان جا کنار پله ها می ایستم. صدای استاد در گوشم است. آزمایش است . . . به مو می رساند اما پاره نمی کند. مبادا پاره کنی و نتوانی صبوری کنی و دهان و قلبت به رحمت و رزاقیتش شک کند (4) و کفر بگویی... او حواسش به تو هست . سررشته را محکم گرفته ...

اما من . . .   پاره کرده بودم . . . به خدا شک کردم . . .

 

تماس تلفنی همسرم را با آن حال زارم پاسخ می دهم:

 

سعید، باورت می شه، تو مقاله نویسی اول شدی.. خبرش رو الان تو سایت خوندم . . .  تبریک می گم سعید . .  نفر اول ...

 

سرم را به تأسف تکان می دهم و زمزمه وار می گویم: بگو رفوزه شدی از امتحان .

 

وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ (5)

و قطعاً شما را به چیزى از [قبیلِ‏] ترس و گرسنگى، و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏ آزماییم و مژده ده شکیبایان را

 

 

برخی از عواملی که موجب ‌ابتلای انسان به شک شده و مانع رسیدن انسان به ایمان صحیح می شود را بخوانیم در  این جا

 

--------------------------

1. الإمامُ علیٌّ علیه السلام : یَسِیرُ الشَّکِّ یُفسِدُ الیَقینَ .( غرر الحکم : 10979 ) امام على علیه السلام : اندکى شکّ ، یقین را تباه مى کند .

 

2. إِنَّمَا یَسْتَأْذِنُکَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِی رَیْبِهِمْ یَتَرَدَّدُونَ (سوره توبه/ آیه 45) تنها کسانى از تو اجازه مى‏خواهند [به جهاد نروند] که به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و دلهایشان به شکّ افتاده و در شکّ خود سرگردانند.

 

3. الإمامُ علیٌّ علیه السلام : لَن یَضِلَّ المَرءُ حتّى یَغلِبَ شَکُّهُ یَقینَهُ .( غرر الحکم : 7450 ) امام على علیه السلام : انسان هرگز گمراه نشود ، مگر آن گاه که شکّ او بر یقینش چیره آید .

 

4.  الإمامُ علیٌّ علیه السلام : علَیکَ بِلُزُومِ الیَقینِ و تَجَنُّبِ الشَّکِّ ، فلَیسَ للمَرءِ شَیءٌ أهْلَکَ لِدِینِهِ مِن غَلَبَةِ الشَّکِّ على یَقینِهِ .( غرر الحکم : 6146 .) امام على علیه السلام : بر تو باد ملازمت با یقین و دورى جستن از شکّ ؛ زیرا براى دینِ انسان، چیزى نابود کننده تر از چیره آمدن شکّ بر یقین او نیست .

 

5. سوره بقره/ آیه 155.

 

نظرات  (۱۰)

به مو می رساند اما پاره نمی کند : )

خیلی عالی.
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار

همین طوره.. ما باید خیلی حواسمون رو جمع کنیم که شکی به دل راه ندیم.. یقینمان را محکم بچسبیم ولو کل عالم بخواهند ما را بلرزانند.

ممنون از حضورتون..

زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام
بله من موافقم 
البته من پشت کنکورم و کم کم داریم به کنکور نزدیک میشیم متاسفانه کمبود وقت دارم ولی تا جایی که بتونم همکاری  می کنم .
پیامتون قسمت هرزنامه رفته بود گفتم در جریان باشید احتمالا برای بقیه ی دوستانی که فرستادید هم تو هرزنامه شون رفته.

پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار

احسنت بر شما و همتتان

واقعا؟ ما و هرزنامه؟ حالا خوبه خیلی نیستیم و پیام هم کم می ذاریم برای دوستان و هرزنامه زدن اگه بودیم دیگه چه می شد...

ممنون اطلاع دادید.. جزاکم الله خیرا..

زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام علیکم

آقای مصباح نکات ارزشمندی رو در باره عوامل شک مطرح فرمودن 
داشتم به اون اصلی که به همسرم گفتم به عنوان عامل شک فکر میکردم و مقایسه میکردم با فرمایشات آقای مصباح ، دیدم تقریبا این چیزی که ما توی بحث مون بهش اشاره کردیم به عنوان عامل شک، در خیلی از عواملی که آقای مصباح مطرح فرمودن جاری هست... منتها آقای مصباح مصادیق رو بیان فرمودن ما بنیاد این مصادیق رو در موردش حرف زدیم... و چقدر ذکر مصادیق راهگشاست...
ممنون بابت مطلب خوبتان
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
خیلی هم خوب.. مباحثاتتان پر بارتر الهی..

بنیاد شک رو شما در چه چیزی دیدید و بحثش را داشتید؟

ممنون از حضورتون و مطالب ارزشمندتان.
زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام

آقای مصباح یزدی که رحمت خدا بر ایشون، در سایه معرفی کردن یقین به تبیین عوامل شک پرداختند... یعنی یقین اصل هست حالا برای اینکه نسبت به این اصل (یقین) شناختمون رو بیشتر بکنیم از راه اضدادش هم وارد میشیم...
در واقع این راه شناخت یقین یه راه تکمیلی و کمکی هست نه یک راه اصلی...
شک در نبود یقین بوجود میاد...
پس هدف استاد از تبیین عوامل شک ، کمک به شناخت یقین بوده...

مسلم هست که حتی برای شناخت شک هم ما نیاز داریم یقین رو درست بشناسیم...
یعنی اگر یقین درست شناخته بشه شک هم شناخته خواهد شد اما اگر یقین درست شناخته نشه شک هم شناخته نخواهد شد

این نقض بحث آقای مصباح نیست...
مثلا وقتی ما از سایه کمک میگیریم تا وجود نور را درک کنیم به این معنی هست که میخواهیم نسبت به وجود نور یک آگاهی ای پیدا کنیم... در واقع این یک سیر و تلاشی هست برای اثبات نور...
وقتی به وجود نور آگاهی پیدا کردیم و برای ما اثبات شد نور وجود داره و از راه ضدش یه درک اجمالی از نور پیدا کردیم حالا برای شناخت حقیقت و اسرار وجودی نور دیگه نیاز به طی مسیر از راه سایه نداریم... 
در واقع شناخت یک حقیقت از راه اضدادش یک شناخت اثباتی هست
اما شناخت اون حقیقت (اگر اصل هست و اضدادش به طفیل آن هستند) از طریق خود اون حقیقت یک شناخت ثبوتی هست که در پی اسرار اون حقیقت میگرده....

و باطن حقایق فقط در شناخت ثبوتی آشکار میشه...
وقتی آقای مصباح از راه تبین عوامل شک سعی در تبیین یقین دارند در واقع در تلاش هستند تا یک تنبه ای نسبت به حقیقت یقین بدهند... وقتی مخاطبانش قوی تر شوند یا با شاگردان خصوصی خود هرگز از طریق شک سعی در تبین یقین ندارند بلکه از راه تبیین یقین ، شک خودبخود شناخته میشه...
چون صراط مستقیم یکی هست وقتی شما اون یکی رو شناختید طبیعتا صراطهای انحرافی رو میشناسید... اما صراطهای انحرافی یکی دو تا نیست...

مثلا استاد فاطمی نیا اومده بودن انواع وسواس رو شمارش کرده بودن.. ایشون در تحقیق خودشون به بیش از صد نوع وسواس رسیده بودن... که یکی اش وسواس در طهارت بود.... سوء ظن نوعی وسواسه... حتی همین شک نوعی وسواسه... و ...
و خدمت شما عرض کنم که انواع وسواس به همین صدتا هم ختم نمیشه... الی ما شا الله هست....

ما توی بحث خودمون (همسرم) سعی کردیم راه رسیدن به یقین رو تبیین کنیم... غیر از این راه ، همه راهها به شک ختم میشه...

ان شا الله در اولین فرصت خواهم نوشت در وبم
باز هم عرض میکنم بحث بنده منافاتی با فرمایشات آقای مصباح نداره... جایگاه بحث ها فرق میکنه ... ایشون به اقتضای فضای بحثشون از این طریق وارد شدن... بنده به اقتضای فضای بحث خودم از طریق دیگه...

اما این اصل رو بدونید که حقیقت یقین با تبیین شک شناخته نمیشود بلکه فقط یک تنبه داده میشود نسبت به یقین... 
حتی خود شک هم شناخته نمیشود جز به واسطه شناخت یقین...

جسارت بنده رو ببخشید
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار..

راه های رسیدن به مسائل مختلف است اما اصل همان می شود. .. استفاده کردم ممنون از وقتی که گذاشتید و برایمان نوشتید.. جزاکم الله خیرا..

زنده باشید به حیات طیبه الهی هم شما و هم همسر و خانواده و متعلقانتان..

امتحان سختی داشتم این چند مدت
ولی الان نمیدونم نمرم چند شد :(
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما خواهربزرگوار
ان شاالله که قبول شده باشی...

زنده باشی به حیات طیبه الهی
ان شاالله
پاسخ:
 :)

سلام خاهرجونی

تفلدعیدشوما مبارک

سال نوتون جدید:))))))))))


پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما خواهر گرامی ام..

عید شما هم پربرکت و پراز توفیق باشه الهی..

سال نو هم مبارک و پر از رویاهای دست یافتنی زیبا باشه براتون..

زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام خانم فاطمی
هنوزم میاین وبلاگتون ؟
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما خواهر گرامی ام
بله می یام.. به وبلاگ های شما هم سر می زنم.. مسافرت بودم..

سال نوی شما هم پربرکت و پر از توفیقات باشه الهی

زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام بانو
عیییدت مبارک
ان شاالله سالی سرشار از موفقیت با شما باشد
و امیدوارم هم شما و هم ما امتحان های سختمونو پیروز شویم
التماس دعای فرج
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
عید شما هم پر از برکت و توفیقات باشه الهی.. متشکرم از تبریکات و دعاهای زیبای شما و دیگر دوستان...

زنده باشید به حیات طیبه الهی
همچنین 
پاسخ:
زنده باشی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">