وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

وَعَدَ اللَّهُ ...

وعده

این جا، من هستم و شما هستید و " خدا "
فقط برای او، می نویسم
فقط برای او، بخوانید
فقط برای او، عمل کنیم
بلطف و رحمت و توفیق " خدا "

-----------------------------------

پیشنهاد: مطالب را از ابتدا بخوانید..
پیشنهادی دیگر: به راحتی از خواندن پاورقی ها نگذرید.. نور آن جاست..
درخواست: سعی کنید نظرات خصوصی مگذارید تا دیگران نیز از حضور و نظرات شما بهره مند شوند.


-------------------------------------------

ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
ناله من گوش دار و درد حال من ببین

از میان صد بلا من سوی تو بگریختم
دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان آستین

یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش
یا خلاصم ده چو عیسی از جهان آتشین

یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد
وعده فردا رها کن یا چنان کن یا چنین

یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم
صد هزاران گلستان و صد هزاران یاسمین

------------------------------
تمامی مطالب این وبلاگ تولیدی است.
باشد مقبول حق و رضای حضرات معصومین علیهم السلام افتد.



طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ خرداد ۹۵، ۱۱:۳۲ - قلب عشق
    مرسی

یک دم مگذار بی‌حضورم

سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۲۶ ق.ظ

چشم می چرخاند. لبخند می زد. روی نگاهش حساس شدم که کجا ها رو نگاه می کنه و لبخند می زنه. آخه پیرزنی به این ناتوانی و چه به لبخند. این همه درد و سختی و ناتوانی و نقص. خیلی وقت بود که کنار خیابون ایستاده بودم. پیرزن ارام ارام راه می رفت و به هر چیز که نگاه می کرد گل از گلش می شکفت. دیگه داشتم شک می کردم که عقلش زائل شده نکنه؟!

بعد از ده دقیقه ای این پنج شش متر رو اومد جلو و رسید کنار پنجره ماشینم:

-        سلام مادر. بفرمایید بالا برسونمتون..

-        پیر شی دخترم.. ممنونم..

و باز هم لبخند.. به خودم گفتم یا باید بری پایین و محترمانه کمکشون کنی سوار بشن یا اینکه باید ده دقیقه دیگه صبر کنی ..

 ترجیح دادم برای ارامش روان خودم هم که شده برم پایین و احترامشون کنم.. امان از این خودخواهی.. اخه احترام یک پیرزن بخاطر اینکه حوصله ندارم صبر کنم هم نوبره !!

-        مادر جان، می تونم سوالی بپرسم؟ من چند دقیقه قبل از اینکه سوار ماشین بشین متوجه شما شدم. دیدم به اطراف که نگاه می کنید لبخند می زنین. برام سوال شد که چرا ؟

آن پیرزن باز هم لبخند زد وقتی به صورتم نگاه کرد و گفت: این همه زیبایی، لبخند نزنم؟  و سکوتی عمیق حکمفرما شد تا سر خیابان..


وقتی رفتار پیرزن داستان ما برای شما جالب تر می شه که بری غذا بپزی، خوشمزه هم باشه، مرد خونه انگار نه انگار. یا گل بخری، خرید خونه بکنی، بیای خونه ، خانم خونه انگار نه انگار. یا بچه ها رو حمام کنی، تمیز و مرتب تحویل بدی، خوابشون کنی، اهل خونه انگار نه انگار. حالا چه خانم چه اقا.. و بدتر اینکه خود آدم در طول روز صاف صاف راه بره، از دستاش پر قدرت استفاده کنه، این همه هوا و آب و .. استفاده کنه، از نور خورشید و از نباتات بهره بگیره اما انگار نه انگار.. اصلا انگار حواسش این جا نیست.. خب بنده خدا تو اگه حواست این جا نیست، کجا سیر می کنی؟


خیلی پرانتز نوشت:  (((( آخ که چقدر دوست دارم بشینیم یه سه چهار ساعتی در مورد این که این ذهن انسان کجاها سیر می کنه حرف بزنیم و حلاجی اش کنیم و موشکافی و به قول جماعت پزشکان کالبد شکافی اش کنیم ببینیم این ذهن چه می کنه. چه کاره است؟ کجاها سیر می کنه؟ چرا اینقدر به من درد می رسونه و درد و رنجم رو زیادتر می کنه؟ .. چند روزه دارم فکر می کنم رو اینکه ی تو تلگرام ی کانال بزنم در خصوص این مسئله.. اگه شما می یاین شماره بدین تا منم کانال رو بزنم.. اگه نه که باشه تا یک جلسه حضوری سه ساعته بزارم تو برزخی جایی براتون و از این ذهن بگم براتون. ))))


حضور در حال


اون پیرزن چقدر خوب فهمیده بود که همه دردها، ناتوانی هاش، طبیعی سنش هست و همه رو پذیرفته بود و با آن ها مدارا می کرد. چقدر خوب فهمیده بود که این عمر و زندگانی، ارزش این رو نداره که بخوای به بدی ها و به قول ما ، نه خوب ها فکر کنی و ببینی و به عبارتی " وقتی می شه زیبایی دید، چرا چشمم رو خرج دیدن بدی ها بکنم؟" واقعا ها.. هر چی به این مسئله فکر کنیم، احتمال اینکه این طور بشیم بیشتره.  در طول روز خدا کمک می کنه و یادمون می اندازه که : قرار شد زیبایی ببینی.. یعنی حتی در بدترین شرایط آدم بگرده دنبال دیدن زیبایی. و خب، مثل همه ی حرفهای قبلی مون، این هم تمرین عملی می خواد.. یک تمرین های عملی ساده اما بسیار موثر..

بیاین از امروز، به هر کاری که در همان لحظه انجام می دیم نگاه کنیم. راه می ریم؟ به قدم هامون نگاه کنیم.. داریم تایپ می کنیم؟ به صفحه کیبورد نگاه کنیم.. آب می خوریم، به آب نگاه کنیم. ظرف می شوری؟ به آب نگاه کنیم. دست می شوریم؟ به آب نگاه کنیم. اینقدر نگاه کردن به آب خاصیت داره.. خیلی جلوی خودمو گرفتم که نگم از خاصیت هاش.. خعلی خاصیت داره.. خیلی.. خودتون تجربه کنین و برام بگین چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟ آب رو دیدین؟ حسش کردین؟

حضورمون رو در لحظه حاااااال، بالاتر ببریم .. همین لحظه حال، عمری است که باید غنیمت شمردش..   الحمدلله رب العالمین

 

الإمامُ علیٌّ علیه السلام : أوَّلُ ما یَجِبُ علَیکُم للّه ِ سبحانَهُ ، شُکرُ أیادِیهِ وابتِغاءُ مَراضِیهِ . (غرر الحکم : 3329 ) امام على علیه السلام : نخستین چیزى که بر شما در قبال خداوند سبحان واجب است، سپاسگزارى از نعمتهاى او و فراهم آوردن موجبات خشنودى اوست .

 

 الإمام الصّادق علیه السلام : أدنَى الشُّکرِ رُؤیَةُ النِّعمَةِ مِنَ اللّه ِ مِن غَیرِ عِلّةٍ یَتَعَلَّقُ القَلبُ بها دُونَ اللّه ِ والرِّضا بما أعطاه، وأن لا تَعصِیَهُ بِنِعمَتِهِ و تُخالِفَهُ بِشیءٍ مِن أمرِهِ ونَهیِهِ بِسَبَبِ نِعمَتِهِ . (مصباح الشریعة : 53)

مصباح الشریعة ـ در آنچه به امام صادق علیه السلام نسبت داده است ـ : کمترین سپاسگزارى ، این است که انسان نعمت را [مستقیماً] از خدا بداند و جز او علّتى براى آن نداند و نیز به آنچه خداوند عطایش کرده ، خرسند باشد و با نعمت او مرتکب گناه وى نشود یا نعمت او را در راه مخالفت با هیچ یک از اوامر و نواهى خدا به کار نگیرد .

 این دو روایت شکر و سپاسگذاری از نعمت های خدا، چه ربطی به دید مثبت و حضور داشتن در لحظه حال هست رو می ذارم به عهده اندیشه های عالی تون..

 

اگه یک سری به اینجا بزنین، چیزهای خوبی برای حضورپیدا کردن در لحظه حال، گیرتون می یاد

نظرات  (۱۶)

خدایا مرا مگذار و مگذر
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
الهی آمین به دعای زیبایتان در مورد شما و همه مومنین..

شما به لحظه حالتان اندیشیده اید؟ چه زیبایی هایی دارد؟


الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی..
سلام
مطلبتون رو برای در حال زیستن خوندم لینک رو هم خوندم...
ممنون مفید بود

اما یه بحثی هست:
در لحظه زیستن یه مبانی نظری و تئوری داره که شما بخشیش رو فرمودید...
یه توانمندی نفسانی هم میخواد که این توانمندی دفعتا حاصل نمیشه...

خب عقل ذاتا موحد هست و به سمت وحدت حرکت میکنه
اما قوه خیال ذاتا تکثر گرا هست و کارش سیر کردن در کثرات هست و اگر تحت پرچم عقل نیاد انسان رو بسیار پراکنده میکنه...
تا جایی که یکی از تعاریف و مصادیقی که برای شیطان (گویا ملاصدرا) مشخص میکنه همین قوه خیال گسسته از عقل هست...

بحث من اینه که بسیاری از افراد اجتماع به واسطه حشر افراطی با تخیلات و توهمات ، بسیار اهل کثرت و پراکندگی ذهن هستن و عقلشون بسیار ضعیف و در حاشیه هست و به قول ملاصدرا اکثری مردم صبیان العقول هستن..."به لحاظ عقلی کودک هستن"

اون زیستن در لحظه، نیازمند رهایی از سلطه قوه خیال و بردن قوه خیال تحت حکومت عقل هست... 
تئوری ریستن در لحظه مشخصه اما توانمندی افراد در حدی نیست که بتونن در لحظه زندگی کنن یعنی دفعتا نمی تونن این تئوری رو عملی کنن... و مستلزم یه برنامه ریزی مدت دار هست تا اشخاص به مرور به این قدرت برسن...

گاهی فکر میکنم اولین قدم برای ورود به همچین زیستنی چیه؟

به این نتیجه میرسم که باید دو چیز رو در زندگیمون برجسته کنیم: یکی هدف هست و دیگری نیت
وقتی انسان به هدف فکر میکنه سلسله وار وارد خیلی از مسائل اعتقادی میشه... مثلا به اینجا میرسه که چرا به این نشئه آمدم... این همه خوبی کنم که چه؟... چه کسی منو آفرید؟ من کی هستم؟ خدا کیه؟... اگر واقعا به تفکر در هدف فرو بره به این سوالات بنیادی میرسه... صرف نظر از اینکه چه مقدار زمان میبره تا به نتیجه برسه خود این اندیشیدن اون رو از حشر غیر عقلانی با قوه خیال دور میکنه و با قوه عقل محشورش میکنه... لذا همین اندیشیدن داره بهش این توان رو میده که به مرور بتونه در لحظه زندگی کنه...
یکی هم بحث نیت هست... انسان با برجسته کردن نیت در اعمال باز هم عقل رو در افعالش شریک میکنه... مجموعه اینها بهش این توانمندی رو میده که اون تئوریهای زیستن در لحظه رو عملی کنه... یعنی لازمه این نحوه زیستن اینه که انسان اول از همه اهل تفکر و تعقل بشه و براش دغدغه ایجاد بشه... تا دغدغه پیش نیاد اصلا لزومی نمیبینه که بخواد به این نحو زندگی کنه...
موفق و موید باشید
پاسخ:
سلام و رحمت خاصه خدا بر شما بزرگوار
احسنتم.. بسیار عالی بیان کردید...
دو راه ورود به این مسئله هست. یک راه درون دینی که بسیار هم کمک کننده و مفید هست. و راه برون دینی نمی تواند بی نیاز از این راه باشد. و آن همانی است که شما فرمودید و به طور خلاصه، پرورش قوه عاقله . با پروراندن این قوه عاقله که حاکم بر نفس و تخیلات و توهمات می شود، حیطه وهم تنزل پیدا کرده و مفید آن نتیجه می شود که بتوان در لحظه حال حضور پیدا کرد و یا به عبارتی، حضور قلب داشت و بر خطورات نفسانی مسلط شد.. کاری که به تعبیر اساتید اخلاق، رمز موفقیت علماست.
اما ان راه برون دینی که خب، می شود به مباحث دینی هم نزدیکش کرد و خیلی هم دور از آموزه های دینی نیست، ورود از طریق ذهن است. اینکه ذهن را موشکافی کرده و ببینیم خاصیت هایش چیست و برای این ذهن چه قدم هایی باید برداشت تا بتوانیم قدرت سیطره کاذبی را که بر افکار و احوالات ما دارد، کمتر و کمتر کرده و به مرحله حضور در حال و یا حضور قلب و یا به عبارتی تسلط بر خطورات نفسانی رسید..

ورود به این دو مقوله در ابتدا کمی میتواند متفاوت باشد اما در همان اوایل راه، هر دو راه کمک کننده هم هستند. و اگر کسی از هر دو مدد بگیرد، سرعت موفقیتش بیشتر خواهد بود..

اولین کار برای راه دوم، نگاه کردن است.. فانظروا.. بسیار در قران داریم که نگاه کنید.. فعلا باید یاد بگیریم نگاه کنیم. ما حتی نگاه هم نمی کنیم.. نگاهی که توجه همراهش باشد نه نگاهی که تفکر باشد. نه. فقط نگاه با توجه را حتی می لنگیم...

باز هم برایم بنویسید از این دست مطالب. دوست دارم بیشتر برایم بفرمایید و یاد بگیرم.. ممنون از شما . بسیار سپاس

الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
وقتی به بدبختیت فک میکنی به این هم فک کن که همین موقعیت تو برا یکی دیگه نهایت خوشبختیه!
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما..
یکی از مهارت ها همین هست که فکر نکنیم تافته جدا بافته ایم. همه چنین موقعیت هایی رو دارن.. اونوقته که دردش کمتر می شه، خلاقیت حل مسئله مون زیاد یم شه.. و البته.. شکر برای اینکه کسانی هستند که همین را هم ندارند.. چه درد.. چه نعمت..

به نظر شما درد نداشتن چرا خوب نیست که انسان باید شکر کند که دردی هم دارد؟

الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام
جدن این مسئله برای من یه معظله (شایم معزله شایدم معضله در هرحال ببخشید چون از این کلمه تا حالا استفاده نکرم:)))) 
به نظرم فکر کردن د زمان حال آرامش روحی وروانی زیادی داره

التماس دعا...
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
بله ارامشی می دهد عجیب.. مثل این است که خود را به جریان حرکت آبی که به سمت خداست بسپاری و دیگر تلاش نکنی که خلاف مسیر آب شنا کنی.. آرامش می دهد، انرژی  می دهد ، توانی می دهد عجیب...
تمرین رو انجام بدین تا خدا کمک کنه و بتونیم این معضل و مسئله رو حل کنیم ان شاالله

الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
خب ممنونم 
دعا کنیدبرامون:)))))))))))
خیــــــــلی

در پناه حضرت حجت روحی فداه
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
دعا گوی خاص شما هستم..
الهی که مقدرتان شود مشرف شدن به آن مقام..
و مفید باشید و موثر...
توصیه من رفتن شماست و منحصر نشدن به برنامه هایشان حتی.. فراتر گام بردارید..
اگر کمکی از دست حقیر بر می یاد بفرمایید در خدمتتون هستم..
الهی که بهترین ها برایتان رقم خورده باشد..

الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
سلام علیکم

ممنون بابت مطلب مفیدتون که در کنار داستان شیرین تر شد.

حقیقت از نوشته های شما و جناب صالح خیلی استفاده می کنیم الان هم از نظر ایشون خیلی استفاده کردم. فقط در مورد جوابی که نوشتید لطف می کنید یک مقدار راهی که خودتون میگید از طریق ذهن و موشکافی عملکرد ذهن هست رو بیشتر توضیح بدید؟ البته تو متن هم اشاره کردید منتها اگر بیشتر موضوع رو باز کنید ممنون میشم.
پاسخ:
سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
من هم از صحبت های جناب صالح استفاده و بهره می برم. از صحبت ها و سوالات شما دوستان نیز..
بله توضیح بیشترش را خواهم داد. ولی اگر تخصصی می خواهید این مطلب را پی بگیرید باید همان کانالی که چند روزه تو فکرشم رو راه بندازم. چون مباحث طولانی است و مستمر باید باشد. نمی شه همه رو در یک جلسه یک هو گفت.. استمرار و به مرور بیان کردن یکی از شرط های موفقیت هست

راه خاص و جدا افتاده ای هم نیست. منتهی با زبان ساده و غیر دینی چون بیان می شه شاید متفاوت قلمداد بشه. همان کنترل ذهن یا کنترل خیال هست. و برای کنترل باید ذهن را بشناسیم. کارهایی که می کند را. و ببینیمش.. همین که بتوانیم ببینیمش، دیگر این ذهن سکوت می کند. که تعبیر من برای این حالت استپ فکری است..
حتما احساس کردید که گاهی اگه نگویم اکثر اوقات، ذهن ما با خودش در حال حرف زدن است.. می گوید تحلیل می کند به گذشته می رود برای اینده فکر و خیال می کند . چیزهایی که ضرورتی ندارد. این فکر و خیال ها را باید متوقف کرد اگر بخواهیم در لحظه حال باشیم.. شاید این توقف رو بشه در تمرینی که اساتید اخلاق برای تمرکز کردن می دهند پیدا کرد..
صحبت کردن از این مقوله یک کتاب سیصد و اندی صفحه ای است. با توجه به اینکه اون کتاب با نگاه برون دینی نوشته شده هنوز به این نتیجه نرسیدم که معرفیش کنم تا مطالعه اش کنین. یعنی نتونستم خودم رو راضی کنم.. مبانی اسلامی داشتن و کتاب را خواندن خیلی مهم هست.

براتون خواهم گفت باز هم ان شاالله به شرط حیات..


شما راهکار پیشنهادی دارید برای اینکه این مباحث رو بدون اسیب بشه پیش ببریم و مورد استفاده تون هم باشه؟

الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی..

  • عباس زاده
  • سلام علیکم مومن
    عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
    احسنت
    دیدگاه خیلی مهمه...

    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار..
    بله بینش و دیدگاه انسان، تعیین کننده احساس و رفتارهای ماست..

    جناب صالح هم این دو را فرمودند در دو بحث هدف و نیت. هر دو بینش و زاوین دید های ماست. یکی کلی و کلان . یکی جزئی تر و خاص تر. و هر دو در یک راستا..
    الهی که بهترین دیدها را داشته باشید..

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    کمک کردن به آدمای مُسن یه حس خوبی میده و یه آرامش عمیق بعدش..
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما..
    بله همین طوره. وصل شدن به منبع خیر، با یک کار خیر، آرامش بخش هست.. و پر انرژی.

    الهی که دائم الوصل به منبع خیر باشید.
    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    خیلی ممنون

    از صحبت های شما یاد قسمتی از کتاب چهل حدیث امام ره و شرح حدیث اول افتادم با عنوان ضبط خیال.. حالا درست خاطرم نیست و باید دوباره بخونم اما خواستم بدونم ارتباطی داره؟ چون اونجا هم امام ره صحبت هایی از وهم و خیال و کنترلش می کنند.

    نه متاسفانه پیشنهاد خاصی ندارم. به علاوه که از این شبکه های اجتماعی هم ندارم.
    متشکرم
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
    خوب به خاطرتان افتاد.. تمام ربط در همان حدیث اول و شرحی است که حضرت امام داده اند.. کنترل پرنده خیال...
    عالیست که بازهم بخوانید و بارها بخوانیدش...

    تلگرام رو روی سیستم هم می شه نصب کرد و نسخه ویندوزش هم هست. البته سفارشش رو هم نمی کنم. به نظرم به فراخور مطلب از ویژگی های این ذهن صحبت کنیم خوب باشه.

    ممنون از حضورتون. سوالاتتون. اندیشه عالی و تفکری که حین مطالب دارید. الهی که خداوند انوار الهی اش را به بینش و احساس و رفتار شما چنان بتاباند که آیینه ای از او باشید..

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
  • تبسّمِ عشق
  • سلام بر زیبا نام

    الحق و الانصاف نام و فامیلی زیبایی دارین، خعلی دوست دام...

    صحبت های شما من رو یاد گفته های استاد فلسفون انداخت، فرار بود چنین کاری رو انجام بدیم و تمرکز حواس داشته باشیم بروی فعالیت های روزمره مون، از چیزهای کوچک شرو بشه تا...قس علی هذا

    خب به جرات میتونم بگم این مهم فقط برای یک هفته شایدم کمتر کارایی داشت و بعد از اون اروم اروم دوباره به روال عادی زندگیمون برگشتیم..

    حسِ خوبیه اگه در ثانیه ثانیه زندگیمون جریان پیدا کنه

    کار سختیه اما شدنیِ!

    و ما جوانانِ لحظه هایِ سختیم!

    فقط باید راه حلی اندیشید!

    به هرحال زیبا نگاشته بودین، شیرین و همینطور جذاب...

    نگاهتون به زیبایی ها همیشه مستدام :)

    خدا حفظتون کنه

    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار..
    ممنون از حضور با اندیشه تون. از لطف و دید زیباتون.. از دعایی که فرمودید و از خیلی چیزهای دیگر...

    یکی از چیزهایی که باعث می شه یک کار رو ادم بتونه یک سال ادامه بده( طبق روایات، کار مداوم به کار یکساله می گن..) همون بحثی است که اوایل با هم داشتیم و چقدر اساتید اخلاق به اون سفارش می کنند و چقدر در روایات بهش پرداخته شده و ... محاسبه.. محاسبه کردن روزانه باعث می شه که فراموش نشه و عادی نشه. برنگردیم به روند عادی زندگی مون و بلکه روند رو به رشد روزانه داشته باشیم و امروزمون مثل دیروزمون نشه.. همت می خواد. اراده می خواد این محاسبه کردن های شبانگاهی قبل از خواب.. خدا توفیقش را بدهد الهی..

    الهی که همواره پر از نور و زیبایی باشید و وصل به منبع حیات
    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
  • عباس زاده
  • سلام علیکم مومن
    ممنون از حضورتون
    البته این که فرمودید در وبلاگهای مختلف متفاوت است و خود کاربران میفرستند نفرات رو بین هرزنامه و اگر به تشخیص بیان هم در هرزنامه رفته باشد نظرات می شود گزینه این هرزنامه نیست را زد تا دیگر پیامهای شخص در هزنامه منتشر نشه


    درخصوص دیدارها هم فعلا که بابش رو دوستان بسته اند ولی خود ما خیلی مایل به اجرای این دیدارها هستیم و اثراتش بسیار زیاد است
    شما در محل شهید خلیلی ساکن هستید ؟
    عاقبتتون بخیر به حق حضرت ابوتراب
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار
    راستش ما که ندیده بودیم نظر شما را. خود به خود رفته بود انجا.. اما الان که در خدمتتان هستیم و بسیار خرسند.

    خیر اما در محل ما هم خانواده شهدایی هستند..
    ممنون از دعای عاقبت بخیریتان برای ما..

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    زیبا بود
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما...
    زیبا می بینید بزرگوار..
    ممنون از حضورتون، قلب زیبا بینتون که زیبایی نور روایات را برایمان تابانیده است..

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    سلام ودرود:)
    خیلی ممنون از حضور.و نظر پر از مهربونیتون....
    انشاالله ک حاجت روا بشین:)
    دعا کنید برای ماهم...
    قلمتون پایدار 
    یاعلی 
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار..
    الهی که همواره مخاطب خاصتان باشند مولایمان.. مولایتان.. وجود نورانیشان.. چقدر خوب می شود انسان اینگونه مخاطبی داشته باشد و اینگونه ببیند. مگر نه؟ و چقدر انگیزه، امید، انرژی، نشاط و روانی قلم می دهد وقتی می گوید مولای من ، می دانی این روزها چه می اندیشم؟ چه خوانده ام؟ چه گفته ام؟ و آنگاه بنویسد و بنویسد و برای مولا حرف بزند.. دلم مولایم را خواست.. اللهم عجل لولیک الفرج.. الهی که ما بتوانیم خدمتی به حضرتش بکنیم.. بارالها توفیقی.. توانی.. فهمی..

    دعاگویتان هستم .. بارها و بارها.. دعا کردن وظیفه من است برای شما دوستان خوبم.. الهی که پر نور باشید و پر علم...
    ممنون از دعاتون، حضور پر نشاط و دید زیباتون.. و ممنون از اینکه اندیشه ای عمیق دارید و با عمق، مطالب را می خوانید...
    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
    سلام عزیزم
    درحقیقت اصل هم بر همینه
    وقتی ملاک ارزیابی افراد،حال اون اشخاص هست
    تو روند زندگی هم حال مهم تر ازگذشته وآینده است
    اگرچه این دلیل نمیشه که آینده نگر نباشیم و از گذشته عبرت نگیریم
    اما نباید وابسته به اونها باشیم
    دراینصورت تلاش بیشتری می کنیم برای رسیدن به نتیجه
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما..
    احسنت. خیلی زیبا بیان کردین.. فقط یه دقت کوچولو تو جمله ی اخر.. دراین صورت تلاش بیشتری می کنیم برای درک کردن و حضور در حال.. این رسیدن به نتیجه باز هم مربوط به آینده می شه. اگر چه که انسان باید هدف داشته باشه. عاقبت اندیش باشه. اگر کاری منفعت نداره انجام نده. و نگاهش به عاقبت کار باشه اما دل و توجهش باید در همین لحظه ای که خدا روزی اش کرده و زنده است باشه.. شاید دو ثانیه بعد، نبود که بخواد نتیجه ای بگیره.. خود همین درک لحظه حال، همین لحظه اکنون، خودش نتیجه است.. خودش موضوعیت داره..

    خیلی زیبا فرمودینن.. لذت بردم.. الهی که قلبتون پرنور تر باشه .. خدا خیر کثیر بهتون بده الهی..
    احسنت.. ممنون از بیان نظر زیباتون.

    الهی که زنده باشید به حیات طیبه الهی
  • صحبتِ جانانه
  • lسلام

    خیلی جالبه..
    خیلی...


    سپاس از بیان این متن حال خوب کن:)
    پاسخ:
    سلام و رحمت خدا بر شما بزرگوار..
    الهی که جانانه صحبت ها داشته باشید با جان جانان عالم هستی..

    ممنون از شما و حال خوبتون..
    الهی که حال خوب الهی تون مستدام باشه .

    زنده باشید به حیات طیبه الهی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">